مرکز ثقل جنگها تا حد وسیعی، بسترهای فرهنگی را نیز در بر میگیرد چرا که هر یک از طرفین برای ایجاد مشروعیت خود سعی بر تفوق هویت خود بر دیگری دارند تا مشروعیت بیشتری را به جهان و به طور خاص طرف مقابل نشان دهند. در اینجا تولید هنری به امری محوری بدل میشود. دیوارنگارهها، ترانهها، نمایشها و گرافیتیها، روایتهای مبارزه و امید را در زندگی روزمره حک میکنند. هنر میتواند اثراتی ایجاد کند که هم به تضعیف روحیهٔ دشمن بیانجامد و هم با تبلیغات، آن سوی دیگر مقابله کند و روایتی که در برابر سرکوب مقاوم باشد را بسازد. این روایتها در انگیزهمندی انسانها برای حضور در میدان و دفاع از آنچه بر آن باور دارند منتهی میشود و به نحوی آرشیوی نمادین از روزگار سختی است که بر مردم گذشته و به عنوان مددی برای حافظهی جمعی مردمان به کار میآید. بسیاری مواقع آثار هنری همزمان در میدان نبرد به نمایش درآمده و در مواقعی هم در میدان نبرد حافظه استمرار مییابد.