


تعلیق کارهای من از احساسات درون من است. احساسات عمیق اما نسبی و گاهی آغشته از درد، رویاهای ناپیدا اما مجسم، کنشهای مبهم اما شفاف اینها عناصری هستند که در من شناورند. اما این تعلیق از گذشته با ماست. ذهن آدمی در طول تاریخ از بستری تجریدی تا عرصه ی مدرن در تلاطمی از بود و نبود تا شایدها و تردیدها بوده، در روزگار معاصر، ذهنیت مدرن انسان با ابعاد جدیدتر و عمیقتری از این مسئله مواجه بوده که آدمی را در تعلیقی مداوم شناور می سازد تعلیق در نقاشی های من حاصل تلفیق بخشی از ذهن ناخودآگاه و نیمه هوشیار با بخش خودآگاه بوده است. قسمتی از تعلیق در آثارم در طول زندگی زیستی ام از گذشته تا حال، همیشه در همه ی لحظات حضوری ملموس داشته.. این عناصر تعلیقی در آثارم از جنبه فرمی و فضا سازی مشهود است ولی پی رنگ آن زاده ی مفهوم آن است مفاهیمی چون عدم قطعیت و تردیدهایی که او را در فضایی بینابینی رها میسازد مفاهیمی که گاهی سوژه را در به فضای خلسه نزدیک می کند عناصری از تنش و ابهام تا استحاله در رویا و خلسه، عوامل محرک برای بررسی مفهومی و تجسمی من است در این کاوش و تجسم بخشیدن، عناصر در حالت تعلیق فارق از زمان و مکان در فضایی خلسه وار قرار گرفته اند فیگورها با بیان ارگانیک هم به لحاظ فرمی در خلسه غوطه ورند هم به لحاظ مفهومی در تعلیق فرو رفته اند مفاهیمی که در سبک و سیاق به سورئالیسم نزدیک است. تلفیقی از تخیل، خواب و رویاست. موضوع کارهایم در نحوه پرداخت و بکارگیری ابزار و متریال تاثیر زیادی دارد فرم ها به تناسب فضای ذهنی من در حرکت هستند. و گاهی احساس میکنم این رنگ خیلی به بیان حس تعلیق من نزدیک است. هرچه ابعاد کارم بزرگتر شده تاثیر بصری بیشتری بر مخاطب داشته. در این مسیر فرم ، فضا، متریال در جهت بیان زیباشناسی من از این مفاهیم، خالق جهان احساسات سیالی است که در حالت تعلیق جاریست.
داده ای برای نمایش وجود ندارد.