
پونه شید
متولد ۱۳۵۱ نقاشی برای من پیش از آنکه یک انتخاب باشد، شیوهای برای دیدن و زیستن بوده است. نخستین خاطرههای من از هنر به سالهای کودکی بازمیگردد؛ به جعبه مدادرنگی ۴۸ رنگ لیرایی که برایم تنها مجموعهای از رنگها نبود، بلکه دریچهای بود به جهانی دیگر؛ جهانی که در آن میتوانستم با خط و رنگ، آنچه را میدیدم یا در خیال خود میساختم، به تصویر بکشم. از همان سالها دفترچهای برای طراحی و کیفی پر از ماژیک همراهم بود و بهتدریج نقاشی به زبانی برای ارتباط من با جهان پیرامونم تبدیل شد. در چهاردهسالگی، نخستین تجربههای جدی آموزش نقاشی را با رنگروغن، نزد استادی از شاگردان پتگر آغاز کردم. مطالعه و بازخوانی آثار هنرمندان روسی، نخستین گامهای من برای شناخت ساختار، نور و بیان تصویری بود و مرا بیش از پیش به دنیای هنر نزدیک کرد. پس از آن، در هنرستان و در رشته گرافیک به تحصیل پرداختم. آشنایی با پروین هانی طبایی، فصل مهمی در مسیر هنری من بود. او معلمی دقیق و سختگیر بود و همین سختگیری، طراحی را برای من به امری جدی و عمیق تبدیل کرد. در کنار ایشان آموختم که طراحی تنها کشیدن خطوط نیست، بلکه شیوهای برای دیدن و شناختن است. حضور در آتلیه پروین هانی طبایی، برای من تجربهای فراتر از یادگیری یک تکنیک بود. در آن فضا با نقاشی، آبرنگ، عکاسی، ظهور و چاپ عکس، مجسمهسازی و تجربههای گوناگون هنری آشنا شدم. روزهای حضور در آتلیه، از شیرینترین سالهای زندگی هنری من بود؛ روزهایی که با شوق انتظار رسیدن زمان آموزش را میکشیدم و احساس میکردم تشنه کشف جهان هنر هستم. تجربه چاپ روی چوب و کار با چاپ دستی، نگاه مرا نسبت به سطح، بافت و حضور دست در اثر تغییر داد. همین مسیر به من نشان داد که طراحی، نه فقط یک مهارت، بلکه پایه و اندیشه هر تصویر است. این دریافت مرا به کلاسهای استاد منوچهر معتبر رساند؛ جایی که نزدیک به ده سال در کنار ایشان، طراحی را دنبال کردم. حضور در کنار استاد معتبر برای من تنها آموختن فرم، خط و ساختار نبود. در آن سالها، از ایشان آموختم چگونه با هنر زندگی کنم؛ چگونه ببینم، چگونه تأمل کنم و چگونه نسبت عمیقتری با جهان پیرامون خود داشته باشم. طراحی در کنار ایشان از یک تمرین به نوعی نگاه کردن و اندیشیدن تبدیل شد. پس از آن، مسیر آموزش طراحی و نقاشی را نزد نیلوفر قادرینژاد ادامه دادم. در کلاسهای ایشان بود که طراحی و نقاشی را به شکلی منسجمتر و حرفهایتر دنبال کردم و نگاه خود را بیش از پیش پرورش دادم. نیلوفر قادرینژاد برای من تنها یک استاد نبود؛ انسانی فرهیخته و الهامبخش بود. آشنایی با علیرضا آدمبکان نیز دریچهای تازه به جهان هنر برایم گشود و مرا با شیوهای دیگر از دیدن و اندیشیدن آشنا کرد. در تمام این سالها، آموزش برای من هرگز به پایان نرسیده است. هر تجربه و هر استادی، بخشی از نگاه امروز مرا شکل داده است. مسیر من همچنان مسیر جستوجو و یادگیری است؛ مسیری برای نزدیکتر شدن به زبان شخصی خود. آنچه در این راه بیش از هر چیز در جستوجوی آن هستم، رسیدن به آزادی در بیان است؛ اینکه هر زمان و هر جا که دلم خواست چیزی را به تصویر بکشم، آن تصویر نقاشانه باشد.
رزومه
نمایشگاه گروهی:
سال ۱۳۹۲ نمایشگاه گروهی چاپ دستی در هفت ثمر
سال ۱۳۹۳ نمایشگاه گروهی چاپ دستی در مجموعه فرهنگی هنری وصال در شیراز
