مرکز ثقل جنگها تا حد وسیعی، بسترهای فرهنگی را نیز در بر میگیرد چرا که هر یک از طرفین برای ایجاد مشروعیت خود سعی بر تفوق هویت خود بر دیگری دارند تا مشروعیت بیشتری را به جهان و به طور خاص طرف مقابل نشان دهند. در اینجا تولید هنری به امری محوری بدل میشود. دیوارنگارهها، ترانهها، نمایشها و گرافیتیها، روایتهای مبارزه و امید را در زندگی روزمره حک میکنند. هنر میتواند اثراتی ایجاد کند که هم به تضعیف روحیهٔ دشمن بیانجامد و هم با تبلیغات، آن سوی دیگر مقابله کند و روایتی که در برابر سرکوب مقاوم باشد را بسازد. این روایتها در انگیزهمندی انسانها برای حضور در میدان و دفاع از آنچه بر آن باور دارند منتهی میشود و به نحوی آرشیوی نمادین از روزگار سختی است که بر مردم گذشته و به عنوان مددی برای حافظهی جمعی مردمان به کار میآید. بسیاری مواقع آثار هنری همزمان در میدان نبرد به نمایش درآمده و در مواقعی هم در میدان نبرد حافظه استمرار مییابد.
به طور مثال در زمان جنگ جهانی دوم ارتش در لهستان، فرهنگی زیرزمینی و گسترده را سازمان داد. نشان «کوتویتسا»، نمادی لنگرمانند از «لهستانِ در حال نبرد» بر دیوارهای ورشو نقش میبست و به فریادی خاموش برای بسیج عمومی بدل میشد. گروههای تئاتر زیرزمینی، نمایشهای میهنپرستانه را در زیرزمینها اجرا میکردند و بهطور ضمنی هویت ملی و همبستگی را در شرایط اشغال تقویت مینمودند. همزمان، ترانههای ممنوعه از طریق حافظهٔ جمعی یا پخشهای رادیویی مخفیانه دهانبهدهان میچرخید و شجاعت را برمیانگیخت و حافظهٔ فرهنگی را زنده نگه میداشت، امری که نشان میدهد هنر مقاومت انگیزهی لازم برای ایستادگی را افزایش و تسلط روانی اشغالگر بر جامعه را نیز کاهش میدهد.
هنرمند مفهومی، Le n Ferrari در طول دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ ، آثار هنری خلق کرد که بهصراحت به انتقاد از دولت، نهادهای قدرت و حتی کلیسا میپرداختند. یکی از آثار جنجالی او، تصویری از مسیح بر روی بمبافکن بود که بهعنوان اعتراض به جنگ و سلطهٔ نظامی ساخته شد.
همچنین در نمونههای هنر اعتراضی در شرق میتوان به اعتراضات Shaheen Bagh در دهلی نو(هند) که از پایان سال ۲۰۱۹ علیه قانون اصلاح تابعیت CAA، NRC وNPR شکل گرفت، اشاره کرد. هنر بهطور فعال بهعنوان ابزار اعتراض مردمی و اعتراض به حکومت مورد استفاده قرار گرفته و یکی از برجستهترین نمونههای هنر اعتراضی در دهه اخیر شده است.
کل منطقهٔ اعتراض در Shaheen Bagh در جنوب دهلی عملاً به یک گالری هنری روباز تبدیل شد، جایی که معترضان با دیوارنگارهها، گرافیتیها، پوسترها، نقاشیها و نصبهای هنری پیامهای خود را بیان کردند.
این آثار تنها توسط هنرمندان حرفهای خلق نشده بود، ساکنان محله، دانشجویان و مردم عادی نیز با همکاری هنرمندان و بدون هدایت رسمی در خلقشان مشارکت کردند. سطح بالا و تنوع هنرها نشان میداد که اعتراض با مشارکت گستردهٔ جامعه در بیان تصویری آن جاری شده است.
آیچی تریئناله (Aichi Triennale) یک جشنوارهٔ هنر بینالمللی است که هر سه سال در استان آیچی ژاپن برگزار میشود و آثار هنری معاصر از هنرمندان سراسر جهان را نمایش میدهد.
بخش ویژهای از این جشنواره در سال 2019 با عنوان «پس ازآزادی بیان» با آثار بحثبرانگیز برگزار شد که به موضوعات سیاسی و تاریخی حساس میپرداختند از جمله مجسمهای که نمایانگر زنان به اصطلاح آسایشگر بود. آنها زنان کرهای بودند که در جنگ جهانی دوم از سوی ارتش ژاپن به خدمت جنسی گرفته شدند.
این مجسمه که با نام Statue of a Girl of Peace شناخته میشود و توسط هنرمندان Kim Seo kyung و Kim Eun-sung خلق شده و نمایانگر زنان کرهای و آسیایی است که در دوران جنگ جهانی دوم از سوی ارتش ژاپن به خدمت جنسی گرفته شده بودند. این موضوع در تاریخ و سیاست ژاپن و کره بسیار مورد توجه و چالش برانگیز بوده و نخستین بار در مقابل سفارت ژاپن به نمایش درآمده است.
از سوی دیگر بسیاری بر این باورند که یکی از چالشهای اساسی در زیباییشناسی هنر جنگ، خطر «زیباسازی خشونت» است. اگر هنر بیش از حد بر جلوههای بصری جنگ تمرکز کند، ممکن است رنج انسانی را به امری تماشایی و حتی جذاب تبدیل کند. به همین دلیل مرزی ظریف میان بازنمایی هنری و بهرهبرداری زیباییشناختی از خشونت وجود دارد. هنرمندان آگاه میکوشند با ایجاد انتقاد، مخاطب را به تأمل و همدلی دعوت کنند و خلق اثر را صرفاً به تماشا ختم نکنند چراکه چنین رویکردی ممکن است به نحوی با عادی شدن شرایط همسو شود.


