زیست هنری، بستری برای خلق
۶ دقیقه

زیست هنری، بستری برای خلق

شهرزاد رویائی

شهرزاد رویائی

کتاب «پرتره‌هایی از هنر معاصر» به تالیف کالوین تامکینز و ترجمه‌ی بهنام جلالی، با تاکید بر شیوۀ زندگی هنرمندان و شرایطی که بر خلق آثارشان حاکم بوده، شکل گرفته است. کالوین تامکینز در این کتاب با هنرمندان: دامین هرست نقاش و مجسمه‌ساز، سیندی شرمن عکاس، جولیان اشنابل کارگردان و فیلمنامه‌نویس، ریچارد سرا مجسمه‌ساز، جیمز تورل، هنرمند نورپرداز، متیو بارنی مجسمه‌ساز و فیلمساز، موریتسو کاتلان نقاش و عکاس، جاسپر جانز نقاش آمریکایی، جف کونز نقاش و مجسمه‌ساز و جان کارین موسیقی‌دان مصاحبه کرده است. در ادامه بخش‌هایی از این بررسی و مصاحبه با 10 هنرمند را به ترتیب منتشر خواهیم کرد.

کتاب «پرتره‌هایی از هنر معاصر» با تاکید بر شیوۀ زندگی هنرمندان و شرایطی که بر خلق آثارشان حاکم بوده، شکل گرفته است. در روزگاری که آزادی‌های هنری نامحدود است و تعلیمات سخت و تکنیک‌های رسمی تضعیف شده‌اند، نگرش هنرمندان به زندگی چنان با نحوۀ خلق آثارشان گره خورده است که دیگر نمی‌توان این دو جنبه را از هم تفکیک کرد. در این کتاب با شرحی از زندگی و کار بعضی از تأثیرگذارترین هنرمندان روزگارمان روبه‌رو می‌شوید.
کالوین تامکینز در این کتاب با هنرمندان: دامین هرست نقاش و مجسمه‌ساز، سیندی شرمن عکاس، جولیان اشنابل کارگردان و فیلمنامه‌نویس، ریچارد سرا مجسمه‌ساز، جیمز تورل، هنرمند نورپرداز، متیو بارنی مجسمه‌ساز و فیلمساز، موریتسو کاتلان نقاش و عکاس، جاسپر جانز نقاش آمریکایی، جف کونز نقاش و مجسمه‌ساز و جان کارین موسیقی‌دان مصاحبه کرده است.
در ادامه بخش‌هایی از این بررسی و مصاحبه با 10 هنرمند را به ترتیب منتشر خواهیم کرد.

بخشی از بررسی زندگی و هنر دامین هرست:

در روایت تامکینز، هرست شخصیتی پیچیده، شوخ‌طبع و گاه متناقض دارد؛ کسی که هم با شهرت دست‌وپنجه نرم می‌کند و هم به مفاهیم مبهمی چون هنر، عشق و خدا باور دارد، بدون آن‌که تعریف روشنی از آن‌ها ارائه دهد. زندگی او نیز مانند آثارش دستخوش تغییرات بوده است: از دوره‌ای پرهیاهو و افراطی تا مرحله‌ای آرام‌تر با تمرکز بر خانواده، ترک الکل و فاصله گرفتن از برخی روابط حرفه‌ای گذشته است.

دامین هرست در كمتراز پنج سال به مشهورترين هنرمند زنده‌ی انگليسى بدل شد. در سال ١٩٩٢، روزنامه اينديبندنت كاريكاتورى از جان ميجر، نخست وزير بريتانيا، چاپ كرد كه او را در حالت افقى غوطه‌ور در يك محفظه‌ی شيشه‌اى نشان مى‌داد و ناظری در كنار آن، مى گفت: ((خداى من! اين جسد در حال تجزيه شدن است.)) همان طوركه انتظار مى‌رفت خوانندگان اين روزنامه توجه كنند، اين كاريكاتور به كوسه ببرى درون مايع فرمالدنيدا اشاره مى كرد كه اثرى بود در اندازه طبيعى كه يك سال بيش از آن توسط غول دنياى تبليغات، چارلز ساچى، خريدارى شده بود.
او برخلاف بيشتر هنرمندان جوان بريتانيايى و هم نسلانش، آثار متنوع زيادى توليد كرده است. علاوه بر اثر كوسه (كه نام اصلى‌اش اين است: نمى‌توان مرگ را در ذهن فرد زنده به تصوير كشيد) دامين هرست آثار ديگرى نيز روى بوم خلق كرده است: نقاشى‌هايى با نقطه‌چين كه در آن‌ها تمامى نقطه‌ها يك اندازه اما به رنگ‌هاى متفاوتی هستند، نقاشى‌هاى چرخشى يا فرفره‌هاىی كه در آن پيگمنت‌ها روى بوم نصب شده روى ميز گردان چكانده مى‌شوند و در نهايت تصويرى شكل مى‌گيرد، نقاشى‌هاى پروانه‌اى كه از چسباندن پروانه‌هاى (مرده) خوش‌رنگ، روى بوم خيس با زمينه‌ی رنگ روشن و براق به وجود مى‌آيند.


اثری از دامین هرست


اثری از دامین هرست 2


بعد ازدوران مدرسه، دامين يكى دو سال بيكار بود و نمى دانست چه كند تا اين كه اتفاقى سراز مدرسه‌ی هنر درآورد. او هميشه عاشق نقاشى بود و مقدمات نقاشى را در كالج جيكوب كرامر كذراند. اين كالج  يك مدرسه‌‌ی هنر در ليدز بود. بعد ازآن، او در دو مدرسه حرفه‌اى هنر (سن مارتين در لندن و كالج كارديف درولز) ثبت نام كرد اما هر دوى آن‌ها عذرش را خواستند. از سر ناچارى با دكترى دوست شد كه اجازه داد در كلاس‌هاى آناتومى او در يك مرده‌شورخانه حضور يابد. دامين از روى اجساد نقاشى‌هاى سايز واقعى مى‌كشيد. او در اين باره گفت: ((اين كار مربوط به زمانى مى‌شود كه من به چيزهاى واقعى علاقه‌مند بودم)).
او درسال ١٩٨٣، هجده سال داشت که به لندن رفت و در بخش ساختمان مشغول به كارشد. در اوقات بيكارى بيشتر نقاشى مى‌كشيد و نقاشى‌هاى او عموماً تابلوهاى اجق وجق با رنگ‌هاى غليظ به شيوه‌ی اكسپرسيونيسم انتزاعى بود اما كنجكاوى سرانجام او را به كالج فرستاد.
او در سال 1985 به کالج گلد اسمیتز وارد شد که اتفاقا جای بسیار کاملی بود.

کالوین تامکینز در ادامه اشاره کرده است: «كمى به فضاى مصاحبه نزديك‌ترشدم و از او پرسيدم كه آيا در ذهنش دنبال مخاطب ايده‌آل بوده است يا نه. او گفت که بوده است و گريزى به گذشته زد و بیان کرد: ((مانند ساتورن كه بچه‌هايش را بلعيد.» ومن به جوابم رسيدم.غذاى اصلى هم سرو شد و دامين والِكس نوشيدنى سفارش دادند. آن‌ها دم كن ليكورهم خواستند. يك بشقاب روى ليوان ليكور جوشان گرفتند واز بخار آن استشمام كردند. يك مرد وزن در كنار ميز بغلى با علاقه به آن‌ها نگاه مى‌كردند. دامين براى آن‌ها هم ليكور سفارش داد و طرز استفاده از بخار را به آن ها ياد داد. بعد ازدسر، گارسون به ما پيشنهاد داد قهوه را در بار صرف كنيم. بعداً در تاكسى او از راننده خواست در گوشه‌اى توقف كند تا او از دستگاه خودپرداز پول بگيرد. او پشت سر يك مرد خوش‌پوش جلوى دستگاه قرار گرفت و گفت پول‌هايت را بده به من. آن مرد يكه خورد، برگشت و خنديد. در تاكسى دامين والكس آواز خواندند و دامين جوك‌هاى زشتى را بیان کرد. دامين بعد از لحظه‌اى گفت: كنار آمدن با شهرت خيلى سخت است اما من همراهانى دارم كه مشهورتراز خودم هستند.
جى جايلينك ما را به قايقش برد و سرى به مايا كه دردوون بود، زدند. آن‌ها خواستند سرى به وايت هم بزنند ولى خواستم مرابه هتل ببرند. قبل از پياده شدن، شنيدم كه او مى‌گفت: «هنر، عشق و خدا؛ اين‌ها مفاهيم گنگى هستند وشايد گنگ‌ترين آن‌ها هنر باشد. نمى‌دائم هنر چيست اما تا به حال به آن اعتقاد داشته‌ام ودارم.»

٢٠ سپتامبر ١٩٩٩


بعد ازنوشتن اين مقاله، هرست و هنرش در دو جهت مخالف هم حركت كردند. او و مايا، همسرش صاحب دو فرزند پسر ديگر، به نام‌هاى كاسيس و سايرس شدند. وقت آن‌ها بيشتر به امور خانواده دردوون مى‌گذرد. رستوران فارماسى آن‌ها متروك شده است. هرست ديگر مشروبات سنكين الكلى مصرف نمى‌كند و روابطش را با چارلز ساچى قطع كرده است.

این بخش از کتاب «پرتره‌هایی از هنر معاصر» نشان می‌دهد که مسیر هنری دامین هرست را نمی‌توان جدا از زندگی شخصی و تجربه‌های زیسته‌اش فهمید. او با کنار گذاشتن مسیرهای سنتی و تکیه بر تجربه‌های واقعی و گاه شوک‌آور، توانست به زبانی منحصربه‌فرد در هنر معاصر برسد. در عین حال، تغییرات زندگی‌اش از دوره‌ای پرهیاهو تا تمرکز بر خانواده و فاصله گرفتن از افراط‌ها، نشان می‌دهد که هنر او نیز همگام با تحولات درونی‌اش دگرگون شده است. به‌طور کلی، این روایت تأکید می‌کند که در هنر معاصر، زندگی هنرمند و اثر هنری او به ‌گونه‌ای درهم تنیده‌اند که درک یک وجه بدون وجه دیگر ممکن نیست.