همهگیری کووید-۱۹ تنها یک بحران سلامت جهانی نبود؛ بلکه ساختار بسیاری از صنایع فرهنگی و خلاق را نیز دگرگون کرد. مطالعهی «بازارهای هنر در بحران: چگونه پیوندهای شخصی و زیرفرهنگهای بازار، اثرات کووید-۱۹ را میانجیگری میکنند»، مقاله با رویکرد جامعهشناسی فرهنگی، توضیح میدهد که بحران کرونا، علاوه بر گردش مالی بازار هنر، ساختار اجتماعی آن را نیز دچار اختلال کرد. نویسندگان معتقدند بازار هنر بدون ارتباطات حضوری، شبکههای انسانی و تجربه جمعی، بخشی از کارکرد طبیعی خود را از دست میدهد.
بازار هنر؛ فراتر از یک سیستم اقتصادی
بازار هنر با الگوی مشخص و رایج اغلب بازارها فاصله دارد و ارزش یک اثر هنری فقط به کیفیت فیزیکی یا هزینه تولید آن وابسته نیست. اعتبار هنرمند، جایگاه گالری، نظر منتقدان و شبکههای اجتماعی پیرامون اثر نیز در تعیین ارزش نقش دارند. خریداران آثار هنری، هنگام خرید به خود اثر بسنده نمیکنند و عواملی مانند معرفی کننده، گالری یا فضای ارائه برایشان مهم است. در نتیجه، خرید هنر صرفاً یک معامله اقتصادی نیست و مشارکت در یک فضای فرهنگی و اجتماعی محسوب میشود است. در چنین فضایی، اعتماد اهمیت بالایی دارد؛ زیرا ارزیابی ارزش واقعی آثار هنری همیشه ساده و قطعی نیست.
بحران کرونا و حذف تجربه حضوری
یکی از مهمترین پیامدهای پاندمی، تعطیلی فضاهای هنری بود که برای مدت طولانی بسته شدند. این اتفاق فقط به کاهش فروش منجر نشد، بلکه مسیرهای ارتباطی میان بازیگران بازار هنر را نیز مختل کرد. در شرایط عادی، بازار هنر بر پایه تعاملات حضوری شکل میگیرد و در دوران کرونا، این فضاها تقریباً از بین رفتند. نمایش آثار به فضای آنلاین منتقل شد، در نتیجه مخاطب دیگر نمیتوانست ابعاد واقعی، بافت، کیفیت متریال یا حضور فضایی اثر را احساس کند. بسیاری از تصمیمات خرید در بازار هنر بر پایهی مواجههی مستقیم شکل میگیرند و حذف این تجربه، ارزیابی آثار را دشوارتر کرد.
نقش اعتماد در بازار هنر
اعتماد یکی از مهمترین عناصر بازار هنر است. خریداران معمولاً بر اساس رابطه با گالریدار، مشاور هنری یا هنرمند، تصمیم میگیرند. این اعتماد در طول زمان و از طریق حضور در رویدادها، گفتوگوهای شخصی و تجربه مشترک شکل میگیرد.
گالریها نقش واسطه فرهنگی دارند؛ هنرمندان را معرفی میکنند، اعتبار میسازند و مخاطب را به خرید ترغیب میکنند. بسیاری از کلکسیونرها به دلیل اعتماد به یک گالری حاضر میشوند آثار هنرمندان کمتر شناختهشده را خریداری کنند. در دوران کرونا، شکلگیری این اعتماد دشوارتر شد. نبود تعاملات حضوری و کاهش ارتباط مستقیم باعث شد روند ایجاد رابطه کندتر شود. این موضوع بهویژه برای هنرمندان نوظهور و گالریهای کوچک چالشبرانگیز بود؛ زیرا این گروهها بیش از دیگران به شبکههای اجتماعی وابستهاند.
بازار اولیه و بازار ثانویه
بازار هنر شامل دو بخش بازار اولیه و ثانویه است. بازار اولیه شامل فروش مستقیم آثار هنرمند از طریق گالریهاست. در این بخش، روابط انسانی اهمیت زیادی دارند. خریدار اغلب با داستان اثر، هنرمند و فضای ارائه آن ارتباط برقرار میکند. بازار ثانویه شامل فروش مجدد آثار در حراجیها و معاملات سرمایهگذاری است. در این فضا، آثار معمولاً شناختهشدهتر هستند و قیمتگذاری شفافتری دارند. نتایج مقاله نشان میدهد بازار اولیه در دوران کرونا آسیب بیشتری دید؛ زیرا وابستگی بالایی به حضور فیزیکی و تعاملات اجتماعی دارد. در مقابل، بازار ثانویه سریعتر به فضای دیجیتال منتقل شد و توانست بخشی از معاملات خود را حفظ کند.
مفهوم «زیرفرهنگهای بازار»
یکی از مفاهیم مهم مقاله، «زیرفرهنگهای بازار» است. نویسندگان توضیح میدهند که بازار هنر یک ساختار یکنواخت نیست؛ بلکه از گروهها و فرهنگهای متفاوتی تشکیل شده است؛ مانند گالریها، حراجها و کلکسیونرها. تفاوت موجود در ماهیت و کارکرد این زیرفرهنگها، باعث میشود واکنش بخشهای مختلف بازار به بحران یکسان نباشد. برخی بخشها توانستند سریعتر با شرایط جدید سازگار شوند، در حالی که برخی دیگر دچار رکود شدند.
دیجیتالیشدن بازار هنر
در دوران پاندمی، بسیاری از فعالیتهای هنری به فضای آنلاین منتقل شدند. گالریها نمایشگاههای مجازی برگزار کردند و حراجیها فروش دیجیتال را توسعه دادند. این روند باعث شد مخاطبان بیشتری از نقاط مختلف جهان به آثار هنری دسترسی پیدا کنند.
با این حال، مقاله تأکید میکند که دیجیتالیشدن نمیتواند جایگزین کامل تجربه حضوری باشد. هنر علاوه بر تصویر، تجربهای فضایی، احساسی و اجتماعی است. به همین دلیل، فناوری توانست بخشی از بحران را جبران کند، اما نتوانست ساختار اجتماعی بازار هنر را بهطور کامل بازسازی کند.
نتیجهگیری
این پژوهش نشان میدهد که بازار هنر تنها بر مبنای اقتصاد عمل نمیکند، بلکه به شدت به روابط انسانی، اعتماد و فرهنگهای درونی وابسته است و حذف تعاملات حضوری میتواند ساختارهای نامرئی اما حیاتی بازار هنر را مختل کند. اگرچه ابزارهای دیجیتال امکان ادامه فعالیت را فراهم کردند، اما نتوانستند جایگزین کامل ارتباطات اجتماعی شوند. بازار هنر همچنان به تجربه حضوری، شبکههای انسانی و اعتبار فرهنگی وابسته است و برای فهم بازار هنر، باید فراتر از اعداد و قیمتها رفت و به روابط انسانی و فرهنگهای درونی آن توجه کرد.
منبع
Buchholz, L., Fine, G. A., & Wohl, H. (2023). Art markets in crisis: How personal bonds and market subcultures mediate the effects of COVID-19. American Journal of Cultural Sociology, 11, 1–25.

