جنبش‌های سیاسی اجتماعی و هنر معاصر
۸ دقیقه

جنبش‌های سیاسی اجتماعی و هنر معاصر

راحله یوسفی

راحله یوسفی

تاریخ دوران معاصر، از نیمه دوم قرن بیستم تا امروز، با جهانی تکه‌تکه و پر از صداهای متعارض روبه‌رو است. پس از جنگ جهانی دوم، شکل‌گیری نظم دو قطبی، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، گسترش سرمایه‌داری جهانی، انقلاب‌های ارتباطی و دیجیتال و ظهور شبکه‌های اجتماعی، مرزها به معنای انحصار یک مفهوم در یک نقطه‌ی خاص را کمرنگ کرد. از دهه ۱۹۶۰ به بعد، هنر به شدت موقعیت‌محور و تعامل‌گرا شد و دیگر محدود به فرم یا زبان واحد نیست و مانند ویدئوآرت، پرفورمنس، اینستالیشن، هنر مفهومی، دیجیتال، بادی‌آرت و کنش‌های اجتماعی هنری ظهور کرد. هنر در این بستر، عنصری فعال در جریان‌های اجتماعی و سیاسی محسوب می‌شود و این رابطه دوسویه است. با وجود تنوع، یک ویژگی مشترک در هنر معاصر دیده می‌شود: هنر دیگر بی‌طرف نیست و حتی سکوت هم نوعی موضع‌گیری است. با توجه به تکثر جریان‌ها، این مقاله به نمونه‌هایی از رویدادها و جنبش‌های هنری می‌پردازد که واکنشی مستقیم یا اعتراضی به تحولات جامعه‌ی خود داشته‌اند.

تاریخ دوران معاصر، از نیمه دوم قرن بیستم تا امروز، با جهانی تکه‌تکه و پر از صداهای متعارض روبه‌رو است. پس از جنگ جهانی دوم، شکل‌گیری نظم دو قطبی، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، گسترش سرمایه‌داری جهانی، انقلاب‌های ارتباطی و دیجیتال و ظهور شبکه‌های اجتماعی، مرزها به معنای انحصار یک مفهوم در یک نقطه‌ی خاص را کمرنگ کرد. از دهه ۱۹۶۰ به بعد، هنر به شدت موقعیت‌محور و تعامل‌گرا شد و دیگر محدود به فرم یا زبان واحد نیست و مانند ویدئوآرت، پرفورمنس، اینستالیشن، هنر مفهومی، دیجیتال، بادی‌آرت و کنش‌های اجتماعی هنری ظهور کرد. هنر در این بستر، عنصری فعال در جریان‌های اجتماعی و سیاسی محسوب می‌شود و این رابطه دوسویه است. با وجود تنوع، یک ویژگی مشترک در هنر معاصر دیده می‌شود: هنر دیگر بی‌طرف نیست و حتی سکوت هم نوعی موضع‌گیری است. با توجه به تکثر جریان‌ها، این مقاله به نمونه‌هایی از رویدادها و جنبش‌های هنری می‌پردازد که واکنشی مستقیم یا اعتراضی به تحولات جامعه‌ی خود داشته‌اند.

آسیا و منطقه‌ی منا

گرافیتی میدان تحریر – گنزیر، انقلاب مصر ۲۰۱۱

گنزیر، هنرمند مصری با استفاده از نقاشی دیواری، پوستر و نوشتار روی دیوار، فضای میدان تحریر را به رسانه‌ای برای اعتراض و حافظه جمعی تبدیل کردند. فرم خیابانی و ناپایدار اثر، پیام سیاسی را همزمان منتقل و تجربه آن را فعال و مشارکتی کرد. این آثار واکنشی مستقیم به انقلاب مصر و سرکوب رسانه‌ای بودند. حذف مکرر آثار و پایداری آن‌ها در فضای عمومی، نشان داد که هنر می‌تواند مقاومت مستمر و ثبت حافظه جمعی را تضمین کند.

گرافیتی میدان تحریر


«زیبایی نامرئی» – پاویون عراق، بی‌ینال ونیز ۲۰۱۵
پاویون ملی عراق در بی‌ینال ونیز ۲۰۱۵ با عنوان «زیبایی نامرئی» واکنشی جمعی به بحران‌های سیاسی و اجتماعی این کشور بود و آثار پنج هنرمند عراقی و دیاسپورا را گرد هم آورد. این نمایشگاه با تمرکز بر هویت، جنگ، حافظه و زخم‌های تاریخی، تلاش کرد صدای هنرمندانی را که سال‌ها زیر سایه جنگ کمتر دیده شده بودند، در عرصه جهانی نمایان کند. این نمایش شامل روایت‌های تصویری و مستند از زندگی در بستر خشونت، نسل‌کشی و ظهور داعش، در کنار بیش از ۵۰۰ طراحی از پناهجویان شمال عراق بود.

زیبایی نامرئی

«تنش خانگی» - وفا بلال، ۲۰۰۷

اثر «تنش خانگی» (۲۰۰۷) از وفا بلال، هنرمند عراقی–آمریکایی، یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار بلال که سال ۲۰۰۷ در فضای گالری واقع در شیکاگو اجرا شد، او به‌مدت یک ماه در یک اتاق محصور بود و به بازدیدکنندگان آنلاین اجازه می‌داد که با یک تفنگ پینتبال از راه دور به او «شلیک» کنند. این اثر نقدی شدید بر جنگ عراق و سلطه رسانه‌ای و نظامی غرب بود و توجه جهانی را به خود جلب کرد.


تنش خانگی- وفا بلال


Ai Weiwei ـ چین، اینستالیشن، مجسمه و عکاسی، واکنش به سانسور و بحران پناهندگان
او با اینستالیشن، مجسمه و عکاسی، سیاست‌های دولت چین را نقد کرد. مجسمه‌های چوبی، آجر و اینستالیشن‌های او به سانسور و بحران پناهندگان می‌پردازد و فضای تعاملی آثارش، مخاطب را درگیر فرآیند تفکر سیاسی می‌کند.. گستره آثار و حرکت‌های هنری مستقل او  موجب شد در سطح جهانی شناخته شود.


آی وه وه

دیوارهای لنون – هنگ‌کنگ، جنبش چترها و اعتراضات ( ۲۰۱۴–۲۰۱۹)
این آثار، واکنشی مستقیم به جنبش چترها و اعتراضات ۲۰۱۹ بودند و فراتر از واکنش، به ابزار جمعی و سازمان‌دهی اعتراض تبدیل شدند. دیوارهای لنون، یادداشت‌های دست‌نویس و پوسترهای جمعی و بدون مالکیت بودند. در این پروژه حذف و بازسازی آثار، بخشی از فرآیند تولید معنا بود و نشان داد که هنر جمعی می‌تواند مستقل از بازار و مالکیت به کنش سیاسی تبدیل شود.


دیوار لنون

آمریکا

«مهمانی شام» (۱۹۷۹) – جودی شیکاگو، فمینیسم موج دوم

اثر جودی شیکاگو، با عنوان «مهمانی شام، اینستالیشنی از سرامیک، پارچه و نقوش دست‌ساز است که تجربه‌ای چندحسی ایجاد می‌کند. اینستالیشن مثلثی با ۳۹  مجموعه از ظرف‌های تزئین‌شده برای زنان مهم تاریخ که به دلایل گوناگون نادیده گرفته شده‌اند، ارائه شد. واکنشی مستقیم به جنبش فمینیستی موج دوم و نقد تاریخ مردمحور هنر است.

مهمانی شام

«یک ظرافت» (۲۰۱۴) – کارا واکر، نژاد و حافظه تاریخی

اثر  کارا واکر، «یک ظرافت، ۲۰۱۴»، یک اینستالیشن بزرگ از شِکر در کارخانه متروکه است. مجسمه‌ای انسانی و عظیم که استعمار، سرمایه‌داری و بدن سیاه را ترکیب می‌کند. فرم شیرین اما ناپایدار آن باعث می‌شود مخاطب در برابر خشونت تاریخی و نابرابری‌های اجتماعی تأمل کند و تجربه‌ای انتقادی و حسی داشته باشد. این اثر نیز واکنش به تاریخ استعمار، برده‌داری و نابرابری نژادی بود. آثار واکر  معمولا مفاهیم و مباحث مرتبط با جامعه، تاریخ مستند و شرایط سیاسی و اجتماعی معاصر را بیان می‌کند.

یک ظرافت

«شاپولسکی و همکاران» (۱۹۷۱) – هانس هاکه، نقد نهادی و سرمایه‌داری

هانس هاکه، در اثر «شاپولسکی،۱۹۷۱» با گردآوری اسناد ثبتی، عکس و نمودارها، یک اینستالیشن مفهومی ایجاد کرد که شبکه‌های اقتصادی خانواده‌ای سرمایه‌دار را نمایش می‌داد. او در این اثر، مستندسازی واقعی را با فرم هنری ترکیب کرد. مدیر وقت گوگنهایم نمایشگاه  او را لغو کرد و این مساله خود بخشی از کنش هنری شد و نشان داد که اثر هنری می‌تواند همزمان نقدی مستقیم و عملی علیه قدرت اقتصادی و نهادی باشد. لغو نمایشگاه مرز هنر و سیاست را آشکار کرد و این سانسور، به جای خاموش کردن اثر، نقد آن را تقویت کرد.

هانس هاکه

هنر خیابانی و اعتراضی ژان-میشل باسکیا

ژان-میشل باسکیا با نقاشی‌های خیابانی، نقاشی روی بوم و پرفورمنس، خشونت تاریخی و نابرابری نژادی را به گالری‌ها و فضای عمومی آورد. فرم آزاد و بیان بصری خشن او مخاطب را درگیر موضوعات استعمار و تبعیض می‌کند. آثار او واکنشی به نابرابری نژادی و خشونت سیستماتیک بودند ولی شیوه بیان آزاد و خیابانی، الهام‌بخش شکل‌گیری جنبش‌های جدید هنر شهری و اعتراض بصری شد.

باسکیا


آمریکای لاتین

«توکومان آرده» (۱۹۶۸، آرژانتین) – پروژه جمعی، جنبش فرهنگی–سیاسی

پروژه‌ی «توکومان آرده، ۱۹۶۸ » در آرژانتین، شامل نمایشگاه چندرسانه‌ای و مداخله در فضای عمومی بود؛ هنرمندان با عکس، پوستر و گزارش‌های آماری، اطلاعات اقتصادی استان توکومان را افشا کردند. فرم غیرسنتی هنر، آن را به ابزار اطلاع‌رسانی و اعتراض سیاسی بدل کرد. هنرمندان با افشای اطلاعات عملاً اولین مداخله هنری مستقیم علیه سانسور و روایت رسمی دولت را انجام دادند که جنبش‌های فرهنگی و سیاسی بعدی را تحت تأثیر قرار داد.

توکومان آرده ۱۹۶۸


گروه کادا، شیلی دوران پینوشه، پرفورمنس خیابانی و رسانه‌ای
گروه پرفورمنس خیابانی CADA در زمان حکومت پینوشه در شیلی با پخش شیر در محله‌ها، انتشار بیانیه‌ها و نصب اشیاء روزمره به شکل هنری، مسائل اجتماعی را به متن اثر هنری تبدیل کردند و هنر را از گالری به خیابان آوردند. این آثار بیشتر واکنشی به سرکوب، فقر و سانسور بود اما شیوه اجرای خیابانی و مداخله در زندگی روزمره مردم، الهام‌بخش پروژه‌های بعدی هنر مشارکتی و اجتماعی در شیلی شد.

گروه کادا

اروپا

«هفت هزار بلوط» (۱۹۸۲) – جوزف بویز، هنر محیطی و اجتماعی

جوزف بویز در پروژه‌ی «هفت هزار بلوط» به سال ۱۹۸۲ یک هنر محیطی و اجتماعی خلق کرد که شامل کاشت هفت هزار درخت در شهرهای آلمان و نصب سنگ‌نوشته‌های همراه آن‌ها بود. ویژگی تعاملی و مشارکتی این پروژه، بین هنرمند و شهروندان، یک تجربه جمعی را به‌وجود آورد. این پروژه، واکنشی به بی‌تفاوتی جامعه به بحران محیط‌زیست بود. دعوت از مردم برای مشارکت در کاشت درخت‌ها، به نقطه شروع جنبش‌های اجتماعی و محیط‌زیست شهری در آلمان بدل شد.

جورف بویز

بریتانیا

دیوارنگاره‌های شهری بنکسی – بریتانیا، هنر خیابانی و اعتراض سیاسی
بنکسی با گرافیتی و اینستالیشن‌های محدود اما انتقادی، اعتراض اجتماعی و سیاسی را به خیابان‌ها و فضای عمومی برد. آثار او معمولاً انتقادی و مستقیم هستند و موضوعاتی مانند جنگ، مهاجرت، نابرابری اقتصادی و قدرت سیاسی را هدف می‌گیرند. فرم گذرا و ناشناس آثار، حذف و بازتولید آن‌ها توسط جامعه یا شهرداری، بخشی از پیام و کنش سیاسی اثر است و به مخاطب نشان می‌دهد که هنر می‌تواند  به صورت مستقل فعال و مداخله‌گر باشد. آثار بنکسی عمدتاً در بریتانیا، به‌ویژه شهرهای لندن و بورنموث شکل گرفتند و شناخته شدند ولی او پروژه‌ها و دیوارنگاره‌هایی در فلسطین، آمریکا، فرانسه و چند کشور اروپایی دیگر هم اجرا کرده است.

بنکسی

سخن پایانی

اگر با نگاهی تطبیقی بنگریم در کشورهای آزاد و دموکراتیک، به دلیل وجود آزادی بیان، نهادهای هنری پایدار و دسترسی به رسانه و بازار جهانی، جریان‌های هنری متنوع شکل می‌گیرند و ثبت می‌شوند اما در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین و منطقه‌ی منا، فقدان جریان‌های انتقادی و اعتراضی ثبت‌شده، به دلیل کمبود ظرفیت هنری نیست بلکه ناشی از محدودیت‌های سیاسی، سانسور، بی‌ثباتی و نابرابری در نظام توزیع و روایت هنر است. این تفاوت بیش از هر چیز به شرایط سیاسی و اجتماعی این جوامع بازمی‌گردد.