در تاریخ هنر، پرتره یکی از آشناترین گونههای نقاشی بوده است که تصویری از مناسبات اجتماعی، جایگاه طبقاتی، سلیقه فرهنگی و حتی ساختار قدرت هر دوره را به نمایش میگذارد. با این حال، برخلاف اهمیت آن در تاریخ هنر، کمتر موضوع پژوهشهای آماری و داده محور بوده است.
این نوشتار با تکیه بر یافتههای پژوهشی با عنوان «چهرههای در حال تغییر سالن پاریس: تحلیل پرترهنگاری، ۱۷۴۰ تا ۱۸۸۱» تهیه شده است. این مطالعه توسط «دایانا سیو گرینوالد» و «کیم اوسترلینک»، در سال ۲۰۲۲ در نشریه «پوئتیکس» منتشر شده است. آنها با استفاده از دادههایی گسترده، جایگاه پرتره در سالن پاریس را بررسی کردند و تصویری تازه از نقش این ژانر، تحولات آن در طول زمان و تغییر ویژگیهای اجتماعی و جمعیتی افراد به تصویر کشیدهشده در پرترهها ارائه دادند.
اهمیت سالن پاریس
از میانه قرن هجدهم تا اواخر قرن نوزدهم، سالن پاریس مهمترین نمایشگاه رسمی هنر در فرانسه بود. هزاران هنرمند آثار خود را برای داوری به این رویداد میفرستادند و حضور در آن میتوانست مسیر حرفهای یک هنرمند را تغییر دهد. صدها هزار نفر هر سال از این نمایشگاه بازدید میکردند و منتقدان، نویسندگان و مجموعهداران آن را با دقت دنبال میکردند. به همین دلیل، سالن تصویری نسبتاً جامع از سلیقه هنری و تحولات فرهنگی فرانسه در اختیار پژوهشگران قرار میدهد.
دادههای تاریخی
هسته اصلی این پژوهش، دادهایی است که بر اساس فهرستهای رسمی سالن پاریس تهیه شده است. و شامل بیش از ۱۴۸ هزار نقاشی است که از میانه قرن هفدهم تا نوزدهم در سالن به نمایش درآمدهاند. پژوهشگران با استفاده از «نمایه وایتلی» امکان تحلیل آماری گستردهی آثار را فراهم کردند و با این شیوه به جای تمرکز بر چند اثر شاخص یا چند هنرمند مشهور، امکان مطالعهی کل یک نظام هنری را مهیا کردند که در سالهای اخیر با عنوان «تاریخ هنر دادهمحور» یا «تاریخ هنر کمی» شناخته میشود.
حضور بیش از تصور پرتره
یکی از مهمترین نتایج این پژوهش، جایگاه واقعی پرتره در سالن پاریس است. برخلاف این تصور که نقاشی تاریخی یا اسطورهای مهمترین گونههای نمایشگاه بودهاند، دادهها نشان میدهند که پرتره رایجترین ژانر حاضر در سالن بوده است.
بررسی آماری آثار نشان میدهد که به طور میانگین حدود ۲۷ درصد از تمام نقاشیهای نمایشدادهشده در هر سال را پرترهها تشکیل میدادند؛ سهمی که از هر ژانر دیگری بیشتر بود. این یافته نشان میدهد که اگرچه منتقدان گاه پرتره را اثری سفارشی و کماهمیت تلقی میکردند، اما در عمل این ژانر بخش بزرگی از تولید هنری فرانسه را به خود اختصاص داده بود.
تغییر چهره جامعه
پژوهش تنها به شمارش آثار محدود نمیشود. یکی از جنبههای ارزشمند آن، بررسی تغییرات افرادی است که در پرترهها به تصویر کشیده شدهاند.
نتایج نشان میدهد که از میانه قرن هجدهم تا اواخر قرن نوزدهم، حضور تصویر زنان در پرترههای سالن پاریس به شکل محسوسی افزایش یافت. این تغییر صرفاً یک تحول هنری نبود، بلکه میتواند بازتابی از دگرگونیهای اجتماعی، فرهنگی و جایگاه زنان در فضای عمومی فرانسه باشد.
در واقع، مطالعه پرترهها به پژوهشگران اجازه داد تا فراتر از تاریخ هنر، به تاریخ اجتماعی نیز نزدیک شوند، زیرا انتخاب سوژهها بخشی از روایت جامعه محسوب میشود.
پرترهی مادام ایکس، اثر جنجالی جان سینگر سارجنت،۱۸۸۴، سالن پاریس
پرترههای «نیمهناشناس»
یکی دیگر از یافتههای جالب مقاله، افزایش پرترههایی است که نویسندگان آنها را «نیمهناشناس» مینامند. در این آثار، نام فرد در عنوان نقاشی ذکر نمیشود، اما چهره او برای مخاطبان همدوره، بهویژه افراد متعلق به همان طبقه اجتماعی، کاملاً قابل شناسایی بوده است.
این شیوه نامگذاری نشان میدهد که عنوان اثر همیشه تمام اطلاعات لازم را در اختیار مخاطب امروز قرار نمیدهد و فهم بسیاری از آثار تاریخی نیازمند شناخت زمینه اجتماعی و فرهنگی زمان تولید آنهاست.
اهمیت این پژوهش برای تاریخ هنر امروز
اهمیت این مطالعه علاوه بر نتایج آن، در شیوه نگاه آن به تاریخ هنر نیز نهفته است. گرینوالد و اوسترلینک نشان میدهند که تحلیل دادههای گسترده میتواند پرسشهایی را مطرح کند که در مطالعات سنتی کمتر دیده میشوند. در این رویکرد، آثار هنری به عنوان بخشی از یک مجموعه بزرگ بررسی میشوند و همین امر امکان مشاهده الگوها، روندها و تغییرات بلندمدت را فراهم میکند و مکمل روش توصیفی است.
پژوهش «چهرههای در حال تغییر سالن پاریس» نشان میدهد که پرتره، برخلاف جایگاه نسبتاً کمرنگی که در برخی روایتهای تاریخ هنر یافته، در واقع یکی از مهمترین و پرتکرارترین ژانرهای سالن پاریس بوده است. همچنین تغییر ترکیب سوژههای پرتره، بهویژه افزایش حضور زنان و گسترش پرترههای نیمهناشناس، تصویری تازه از تحولات اجتماعی و فرهنگی فرانسه در فاصله سالهای ۱۷۴۰ تا ۱۸۸۱ ارائه میدهد.
گاهی بازنگری در تاریخ هنر، با خواندن دوباره آرشیوها و تحلیل دقیق دادههایی ممکن میشود که سالها در دسترس بودهاند اما کمتر از زاویهای تازه، مورد مطالعه قرار گرفتهاند.

