سیندی شرمن، عکاس پستمدرن و فمینیست آمریکایی در روایت «کالوین تامکینز»، مولف کتاب «پرترههایی از هنر معاصر»، به عنوان فردی مشهور با کسب افتخارات متعدد و در عین حال صمیمی است که چندان از اینکه اینچنین صمیمی شناخته شود خوشحال نیست. او هنرمندیست که همه بخشهای فعالیتهای هنریاش اعم از گریم تا نورپردازی و چیدمان قاب را خودش انجام میدهد. شرمن تاکنون به واسطه پرترههای مفهومیاش در جهان به شهرت رسیده است اما او در زمینهی کارگردانی فیلم نیز سابقهی فعالیت دارد.
متن پیش رو، خلاصهای از روایت تامکینز است: «برای مردم تعجبآور است كه كسى با ويژگىهاى سيندى شرمن، هنرمندى چنين قَدَر باشد. منظورم صفاتى همچون خوشمشربى، فروتنى، خونگرمى، متانت و باملاحظه بودن اوست. اين صفات معمولاً با هنر جور درنمى آيد و تمامى اين موارد خلاف كارهاى تأثير گذار و ناراحت كنندهی اين هنرمند طى ٢٣ سال كار هنرى است. از اوايل دههی ٨٠، زمانى كه اولين كار قابل توجه او به نام (عكسهاى بىعنوان فيلمها) توجه دنياى هنر را به خود جلب كرد، هنر عكسمحور شرمن، آدمهاى تغيير شكل يافته، درب وداغون و ديوانه را در معرض ديد ما گذاشته است. تصاوير اشيای بىجان، غذاى روى زمين ريخته شده و استفراغ، تقليد تمسخرآميز نقاشىهاى اساتيد قديم، هيولاهاى بىتناسب نيمهانسان، مانكنهاى لوازم پزشكى و بهداشتى كه جلوى دوربين رديف شدهاند و اخيراً ماسكهاى زشت و عجيب وغريب و عروسكهاى مثله شده، بخش مهمى از هنر او را تشكيل مىدهند. اين كارها و ديگر آثارِ او كه نشاندهنده استعداد فردى شرمن است، براى این هنرمند شهرتى جهانى به ارمغان آوردهاند. نام شرمن هميشه در ميان فهرست بهترين هنرمندان قرن آمده است. (آرتنيوز نام او را در بين 10 هنرمند برتر زندهی دنيا و در كنار نامهاى بزرگى چون جاسپر جانز و بروس نومان آورده است.)
يكى از قطعات مجموعهی «عكسهاى بىعنوان فيلمها» كه قبلاً ٥٠ دلار قيمت داشت، بهار گذشته در حراج كريستیز به قيمت ٢٠٠ هزارو ٥٠٠ دلار فروخته شد. تمام عكسهاى او قبل از افتتاح نمايشگاهش در گالرى گاگوسيان هر كدام به قيمت ٣٠ هزار دلار به فروش رفت. به نظر مىرسد که هيج كدام از اينها نمىتواند خدشهاى در شخصيت ساده و بىتكلف شرمن ایجاد کند يا ذرهاى ازخوب بودن او بكاهد. شرمن 36 سال(در سال ۱۹۹۰) دارد و دوران تجرد را پشت سر گذاشته است اما حقيقت اين است كه هم مردان وهم زنان دوست دارند که همچنان او را مجرد ببينند. وقتى در نمايشگاه اخير شرمن در نيويورك از او درباره خشونتاش روى عروسكها پرسيدم، او گفت: «همه اين را مىدانند». حقيقت اين است كه او اخيراً مزه تلخ طلاق را چشيده است و ظاهراً تمام ناراحتىاش را بر سر عروسكها خالى كرده است. چنان خشونتى هيج جاى ديگر و تحت هيچ شرايطى قابل تصور نيست. شرمن را مىتوان مثالى بارز يا حتى پوسترى گويا براى اين گفته از تى. اس. اليوت دانست: «هر قدر هنرمند كاملتر باشد فاصله شخصى كه رنج مىبرد و ذهنى كه خلق مىكند بيشتر مىشود.»
شرمن در مورد نحوه كارش مىگويد: «روش كار من اين طور است كه حداقل تازمانى كه كار به انتها مىرسد، نمىدانم دقيقاً چه چيزى مىخواهم بگويم». اينها همه شايعه است، چون فقط شوهر قبلى شرمن و خدمتكار او شرمن را موقع كار كردن ديدهاند. او همه كار را خودش انجام مىدهد. عكاس جوانى به نام «سوزان جنينكز» هفتهاى دو روز در دفتر ديگرى در حومه آپارتمان شرمن با او همكارى مىكند.
شرمن همچنان از انظار دورى مىكند و به كارش مشغول است. او زمان خود را بين نيويورك و ساكهاربور تقسيم مىكند و ارتباط بسيار دوستانهاى با هنرمند مبتكر موسيقى مدرن، «ديويد بيرن»، دارد. ديويد بيرن گروه «تاكينك هدز» را راهاندازى كرده است. هنر عكاسى او به سوى مقصد منحصربهفردش پيش مىرود.
«من در نقطهاى قرار دارم كه هر كَاه بخواهم از خودم براى بيان هنرى استفاده مىكنم و اگر نخواهم اين كار را نمىكنم.... زمان مىگذرد و من پیر و پیرتر مىشوم و برايم جالب است بدانم چطور پیرى را وارد كارم كنم.»
اينها را روزى از خود شرمن شنيدم.

