
در تهران متولد شد. در سال 1357 از هنرستان هنرهای تجسمی فارغالتحصیل و برای ادامهی تحصیل در رشتهی نقاشی در دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد. پیروزی انقلاب و انقلاب فرهنگی که به تعطیلی دانشگاهها از سال 1359 تا 1362 انجامید باعث طولانی شدن تحصیلاتاش شد. در سال 1368 مدرک کارشناسی را دریافت کرد و در سال 1376 با کسب مدرک کارشناسی ارشد از دانشکدهی هنر و معماری دانشگاه آزاد فارغالتحصیل شد. نقاشیهایاش فیگوراتیو و تا حدی واقعگرا هستند. هر چند تأثیر تغییر زاویه دید در آثارش مهم است که هم از آموزههای کوبیسم است و هم ملهم از نگارگری ایرانی. علاوه بر نقاشی فعال صنفی است و سالها عضو هیأتمدیره و دبیر انجمن نقاشان ایران بوده است.
رزومه
معصومه مظفری در سال ۱۳۳۷ در تهران چشم به جهان گشود. او بیشتر با پرترههایی شناخته میشود که چهرهی انسانهای عادی را به تصویر میکشند. مظفری پس از پایان تحصیل در هنرستان هنرهای تجسمی تهران، وارد دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و بعدها موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد از دانشکدهی هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی شد.
فعالیتهای مظفری تنها به نقاشی محدود نمیشود. او سابقهی تدریس در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، دانشکدهی هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران و تبریز را دارد و همچنین مدتی ریاست انجمن نقاشان ایران را بر عهده داشته است. او از اعضای گروه هنری دنا نیز بوده است.
او تاکنون نمایشگاههای بسیاری را در داخل و خارج از کشور برگزار کرده است. از مهمترین نمایشگاههای بینالمللی او میتوان به حضور در نمایشگاه گروهی گروه دنا در موزهی کوکولا در هلسینکیِ فنلاند و نمایشگاه «فراخواندن آینده: هنر ایران پس از انقلاب» در گالری برونی دانشگاه سواز لندن اشاره کرد.
مظفری در آثار خود از تکنیکهایی چون اکریلیک، رنگ روغن و همچنین متریالهایی نظیر مداد و خودکار استفاده میکند. آثار او دورههای متنوعی از نظر تکنیک و مضمون دارند، اما آنچه در تمام این دورهها مشترک است، حضور انسان است. حتی در نقاشیهای طبیعت بیجان او نیز رد و نشانی از انسان دیده میشود. مجموعههایی مانند «گرمازدگی»، «برچهرههایشان»، «دویدن» و «در حضور دیگران» همگی بهطور مستقیم بر انسان تمرکز دارند.
نقاشیهای مظفری اغلب شامل فضاها، اشیا یا انسانهایی هستند که به شکلی واقعگرایانه ترسیم شدهاند. در عین حال، میتوان نشانههایی از کوبیسم را نیز در فرم آثار او مشاهده کرد. در بسیاری از نقاشیهایش، میزهایی دیده میشود که قاشق و چنگالها در لحظهای پیش از سقوط بر آنها قرار دارند؛ صحنهای که حس تعلیق، اضطراب و ناآرامی را به بیننده منتقل میکند. همچنین در پرترهها، چهرههایی با نگاههای سرد، اندوهگین یا ترسیده دیده میشود؛ گویی دغدغهها و اضطرابهای دنیای بیرون در چشمانشان موج میزند.