فریادی چندجانبه
۵ دقیقه

فریادی چندجانبه

شهرزاد رویائی

شهرزاد رویائی

هنر همواره در بزنگاه‌های تاریخی به عرصه‌ای برای بیان اعتراض، مقاومت و بازاندیشی اجتماعی تبدیل شده است. هنرمندان در شرایط جنگ، سرکوب سیاسی، استعمار یا نابرابری‌های ساختاری، تنها به خلق اثری زیباشناختی بسنده نمی‌کنند و از رسانه‌ی خود برای نقد قدرت و بازنمایی حقیقت بهره می‌گیرند. هنگامی که واکنش‌ها در قالب همکاری‌های بین‌رشته‌ای یعنی در پیوند میان ادبیات، تئاتر، موسیقی، گرافیک و سینما شکل می‌گیر، پیام اعتراضی نیز چندلایه‌ با مخاطبان گسترده و درنتیجه اثرگذارتر می‌شود. در این هم‌افزایی، بسترهای مختلف خلق اثر هنری از جمله صدا، تصویر و اجرا، یکدیگر را تقویت می‌کنند و هنر به بیانیه‌ای فرهنگی-سیاسی و چند سویه با مخاطبانی فراگیرتر از هر حوزه‌ی هنری بدل می‌شود. در این نوشتار به معرفی سه اثر اعتراضی بین رشته‌ای در هنر معاصر می‌پردازیم.

هنر اعتراضی بین‌رشته‌ای

هنر همواره در بزنگاه‌های تاریخی به عرصه‌ای برای بیان اعتراض، مقاومت و بازاندیشی اجتماعی تبدیل شده است. هنرمندان در شرایط جنگ، سرکوب سیاسی، استعمار یا نابرابری‌های ساختاری، تنها به خلق اثری زیباشناختی بسنده نمی‌کنند و از رسانه‌ی خود برای نقد قدرت و بازنمایی حقیقت بهره می‌گیرند. هنگامی که واکنش‌ها در قالب همکاری‌های بین‌رشته‌ای یعنی در پیوند میان ادبیات، تئاتر، موسیقی، گرافیک و سینما شکل می‌گیر، پیام اعتراضی نیز چندلایه‌ با مخاطبان گسترده و درنتیجه اثرگذارتر می‌شود. در این هم‌افزایی، بسترهای مختلف خلق اثر هنری از جمله صدا، تصویر و اجرا، یکدیگر را تقویت می‌کنند و هنر به بیانیه‌ای فرهنگی-سیاسی و چند سویه با مخاطبانی فراگیرتر از هر حوزه‌ی هنری بدل می‌شود. در این نوشتار به معرفی سه اثر اعتراضی بین رشته‌ای در هنر معاصر می‌پردازیم.

سوزان سانتاگ و اجرای «در انتظار گودو» در سارایوو

در جریان محاصره‌ی سارایوو در خلال جنگ بوسنی که از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ ادامه داشت، شهر زیر گلوله‌باران مداوم و در محاصره‌ی نظامی قرار داشت. در سال ۱۹۹۳، سوزان سانتاگ، نویسنده و روشنفکر آمریکایی، به این شهر سفر کرد و با همکاری کارگردان بوسنیایی، هریس پاشوویچ و گروهی از بازیگران محلی، نمایشنامه‌ی «در انتظار گودو» نوشته‌ی ساموئل بکت را روی صحنه برد.

در انتظار گودو

انتخاب این نمایشنامه کاملاً نمادین بود. داستان درباره‌ی دو شخصیت است که در انتظار فردی به نام گودو هستند، انتظاری که هرگز به پایان نمی‌رسد. این وضعیت به شکلی استعاری بازتاب تجربه‌ی مردم سارایوو بود که در انتظار پایان جنگ و واکنش جامعه‌ی جهانی به سر می‌بردند.

اجرای این اثر در شهری تحت محاصره، کنشی سیاسی و فرهنگی محسوب می‌شد. همکاری میان یک نویسنده‌ی بین‌المللی و هنرمندان بومی نشان داد که چگونه ادبیات و تئاتر می‌توانند در بستر جنگ به ابزاری برای مقاومت فرهنگی تبدیل شوند. این اجرا روحیه‌ی جمعی شهروندان در بحران سیاسی را تقویت و توجه رسانه‌های جهانی را نیز به وضعیت بوسنی جلب کرد.

«White Cube»  و بازخوانی استعمار اقتصادی در کنگو

مستند «White Cube» به کارگردانی رنزو مارتنز در سال ۲۰۲۰ ساخته شد و به مسئله‌ی استثمار تاریخی و اقتصادی در جمهوری دموکراتیک کنگو می‌پردازد. پیشینه‌ی این بحران به دوران استعمار بلژیک در کنگو از ۱۸۸۵ تا ۱۹۶۰ بازمی‌گردد. این  دوره‌ با استخراج منابع طبیعی و بهره‌کشی گسترده از نیروی کار همراه بود. پس از استقلال نیز بسیاری از ساختارهای نابرابر اقتصادی تداوم یافتند و شرکت‌های بین‌المللی همچنان کنترل منابع را در اختیار داشتند.

وایت کیوب - کنگو

فیلمساز و هنرمندان با کارگران بومی در ساخت این اثر با یکدیگر همکاری کردند. آثار هنری توسط کارگران بومی و با همراهی هنرمندان ایجاد شد و در گالری یا همان «مکعب سفید» به عنوان نماد فضای رسمی و غربی در هنر معاصر خلق و به نمایش گذاشته شد. هدف آن بود که از طریق فروش آثارکارگران، درآمد به جامعه‌ی محلی بازگردد و هم‌زمان توجه جهانی به نابرابری ساختاری در این جامعه جلب شود.

در این پروژه‌‌، هنر مفهومی و کنشگری اجتماعی درهم‌تنیده‌اند. همکاری میان هنرمند و جامعه‌ی محلی نشان می‌دهد که هنر می‌تواند ابزاری برای بازنمایی رنج و مداخله در مناسبات قدرت اقتصادی باشد.

Rage Against the Machine پیوند موسیقی اعتراضی با چهره‌ی سیاسی

گروه Rage Against the Machine به سال ۱۹۹۱ در لس‌آنجلس ایجاد شد. این گروه از آغاز فعالیت‌، موسیقی را زبانی برای اعتراض سیاسی در نظر گرفت. نخستین آلبوم آن‌ها با همان نام گروه‌شان در سال ۱۹۹۲ منتشر شد و شامل قطعاتی علیه خشونت پلیسی، نژادپرستی ساختاری، نابرابری اقتصادی و مداخلات نظامی ایالات متحده بود. نام این گروه به نحوی استعاری به خشم علیه سرکوب و ساختارهای نابرابری اشاره داشته که انسان در آن همچون ماشین است.

عصیان علیه ماشین

کاور این آلبوم تصویری از خودسوزی تیچ کوانگ دوک، راهب ویتنامی به سال ۱۹۶۳ در سایگون را نشان می‌دهد. این اقدام اعتراضی علیه سرکوب بوداییان توسط رژیم ویتنام جنوبی رقم خورده بود و استفاده از این تصویر تاریخی، موسیقی را با حافظه‌ی بصری مقاومت سیاسی پیوند زد و اثر را به بیانیه‌ای هم‌زمان شنیداری و دیداری تبدیل کرد.

همچنین طراحی کاور در آلبوم «Evil Empire» که توسط این گروه در سال ۱۹۹۶ منتشر شد، با الهام از اثر «Crime Busters» از مل راموس، هنرمند پاپ‌آرت آمریکایی، انجام گرفت. بازطراحی این تصویر با زبانی برگرفته از فرهنگ کمیک و نقدی کنایه‌آمیز نسبت به ایدئولوژی قدرت و سیاست‌های امپریالیستی شکل گرفت. در این مثال، موسیقی، گرافیک و ارجاع تاریخی به‌طور هم‌زمان عمل می‌کنند و پیام اعتراضی را در سطوح مختلف فریاد می‌زنند.
همکاری میان چند ‌رشته‌، همچون اعتراضی چندجانبه، تجربه‌ای چندحسی و چندلایه می‌آفریند که از سطح احساس فراتر می‌رود و به آگاهی اجتماعی بدل می‌شود. چنین آثاری در بزنگاه‌های سیاسی و اجتماعی، شور و امید و امکان تخیل آینده‌ای متفاوت را در سینه‌ی مخاطب افزون می‌کند.