ورود زنان به مطبوعات ایران همچون هر عرصهی زیستی دیگری در تاریخ ایران، چندان ساده و از یک نقطه و نام آغاز نشده است. حضور و تلاش زنان در مقاطع مختلف مطبوعات منجر به این تولد و تداوم شده است. دغدغهمندی زنان در خصوص آگاهیبخشی در زمینهی چالشها و مباحث مرتبط با آنها، شروعی بر حضور مستقل آنها در مطبوعات شد.
عزت ملکدولتشاهی، معصومه کحال، مریم عمید و صدیقه دولتآبادی در این مسیر روایتهایی ماندگار از قدمهایشان به جای گذاشتهاند و هر یک بنا به محدودیتهای دوران صفحهای از این تاریخ را رقم زدند.
عزتملک دولتشاهی معروف به اشرفالسلطنه، به دورهای تعلق دارد که هنوز مطبوعات زنان به شکل مستقل وجود نداشت. او همسر محمدحسنخان اعتمادالسلطنه، وزیر مطبوعات ناصرالدینشاه بود و از نزدیک با فعالیتهای مطبوعاتی این وزیر ارتباط داشت. پژوهشهای جدید درباره روزنامه «خاطرات اعتمادالسلطنه» نیز نشان میدهند که اشرفالسلطنه در ثبت و نوشتن بخشهایی از این خاطرات نقش داشته و دستخط او در نسخه موجود از دفتر خاطرات قابل شناسایی است.
فرید قاسمی، پژوهشگر تاریخ مطبوعات ایران با استناد به شناسایی چند مقاله که اشرفالسلطنه در همکاری با اعتمادالسلطنه منتشر کرده بود، او را نخستین زن روزنامهنگار ایران معرفی کرده است. اگر منظور از «اولین»، فعالیت یک زن در خلق محتوای مطبوعاتی باشد، این عنوان به اشرفالسلطنه نسبت داده میشود.
معصومه کحال در سال 1289، نشریهی «دانش» را در تهران منتشر کرد. بر اساس دادههای دانشگاه کمبریج، «دانش» نخستین نشریهی بنیانشده توسط یک زن است. انتشار این نشریه بهصورت هفتگی بود و موضوعاتی مانند بهداشت، تربیت کودک، زندگی خانوادگی و آموزش زنان را دنبال و در نخستین شماره از ورود به مباحث سیاسی پرهیز کرده است.
اهمیت «دانش» به انتشار اسناد تازهای که در آرشیو سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران شناسایی شدهاند، برمیگردد که مجوز نشر آن به نام خانم دکتر کحال بوده و تاریخ نخستین انتشار را ۲۳ شهریور ۱۲۸۹ نشان میدهند. بر اساس همین اسناد، انتشار «دانش» در سال ۱۲۹۰ متوقف شد. کحال را میتوان با اطمینان بهعنوان یکی از بنیانگذاران مطبوعات مستقل زنان در ایران یاد کرد.
در ادامه مریم عمید، معروف به مزینالسلطنه، فعالیت مطبوعاتی زنان را وارد مرحلهای تازه کرد. او نشریهی «شکوفه» را در تهران منتشر کرد و صاحب نشریه، سردبیر و نویسندهی اصلی متون بود و انجام کارهای گوناگون توسط عمید در زمینهی مطبوعات، جایگاه او را از تأسیس یک نشریه فراتر میبرد.
«شکوفه»، مباحث آموزش، بهداشت، تربیت کودکان، زندگی خانوادگی و وضعیت زنان را با نگاه به موضوعات اجتماعی و سیاسی به همراه کاریکاتور منتشر کرد. این نشریه از نخستین مطبوعات زنان ایران بود که از کاریکاتورهای انتقادی اجتماعی استفاده کرد و بخشی از پشت جلد را به این تصاویر اختصاص داد. از این جهت، فعالیت مزینالسلطنه در تاریخ شکلگیری زبان تصویری انتقادی در مطبوعات ایران نیز قابل توجه است.
با حضور صدیقه دولتآبادی در مطبوعات زنان، این بستر بیش از پیش به عرصهای برای کنش اجتماعی بدل شد. دولتآبادی به سال 1308 در اصفهان نشریهی «زبان زنان» را بنیان گذاشت.
«زبان زنان» بهعنوان سومین نشریهی زنان ایران و نخستین در خارج از تهران بود. «زبان زنان» به آموزش و استقلال اقتصادی زنان توجه ویژه داشت و فعالیت مطبوعاتی دولتآبادی با تلاشهای او برای تأسیس مدرسه و گسترش آموزش دختران پیوند خورد.
تفاوت این چهار چهره در میزان سهم آنها برای برداشتن تدریجی موانع، قابل تامل است. اشرفالسلطنه در گامهای نخست به مشارکت در خلق و ثبت محتوای مطبوعاتی در ساختار موجود پرداخت. معصومه کحال، رسانهای اختصاصی برای زنان را تاسیس کرد.
مریم عمید این امکان را در حد روزنامهنگاری مستقل، گسترش داده و در انتشار «شکوفه» از زبان کاریکاتور برای طرح مسائل اجتماعی استفاده کرده است.
درنهایت صدیقه دولتآبادی نیز مطبوعات را به ابزار آشکارتری برای آموزش، آگاهی اجتماعی و پیگیری مطالبات زنان تبدیل کرد و حتی در نامگذاری این نشریه ، جسارت بیشتری را پیش گرفت و نام «زبان زنان» را انتخاب کرد.

