هنر  معاصر خاورمیانه: چگونه بحران، فرم می‌سازد؟
۷ دقیقه

هنر معاصر خاورمیانه: چگونه بحران، فرم می‌سازد؟

راحله یوسفی

راحله یوسفی

منطقه‌ی خاورمیانه در دهه‌های اخیر با بحران‌های مداوم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو بوده است. این بحران‌ها نه تنها مضمون آثار هنری، بلکه شکل و فرم آن‌ها را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. در تحلیل‌های هنری رایج از بحران، اغلب روایت‌ها دارای نقطه‌ی آغاز و پایان هستند و آثار تنها زمانی معنا پیدا می‌کنند که مستقیماً به جنگ، سرکوب یا فاجعه ارجاع دهند. اما این نگاه، هنر را به یک سند و یا روایتی از یک شاهد تقلیل می‌دهد، آنچه در این میان از دست می‌رود، فهم درست از وضعیت هنر در شرایط بقاست. رابطه‌ی پیچیده‌تری که میان شرایط زیست و رویکردهای بصری شکل می‌گیرد؛ زمانی که هنر پاسخی فرمی به وضعیت دوام‌آوردن است. این نوشتار نگاهی به زیبایی‌شناسی هنر معاصر خاورمیانه در زمان بقا خواهد داشت. با این رویکرد، انتخاب رسانه‌های ناپایدار، روایت‌های ناتمام، کیفیت‌های بصری پایین، سکوت‌ها و امتناع‌ها، استراتژی‌هایی آگاهانه یا ناگزیر برای زیستن، ثبت و ادامه‌دادن‌اند.

منطقه‌ی خاورمیانه در دهه‌های اخیر با بحران‌های مداوم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو بوده است. این بحران‌ها نه تنها مضمون آثار هنری، بلکه شکل و فرم آن‌ها را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. در تحلیل‌های هنری رایج از بحران، اغلب روایت‌ها دارای نقطه‌ی آغاز و پایان هستند و آثار تنها زمانی معنا پیدا می‌کنند که مستقیماً به جنگ، سرکوب یا فاجعه ارجاع دهند. اما این نگاه، هنر را به یک سند و یا روایتی از یک  شاهد تقلیل می‌دهد، آنچه در این میان از دست می‌رود، فهم درست از وضعیت هنر در شرایط بقاست. رابطه‌ی پیچیده‌تری که میان شرایط زیست و رویکردهای بصری شکل می‌گیرد؛ زمانی که هنر پاسخی فرمی به وضعیت دوام‌آوردن است. این نوشتار نگاهی به زیبایی‌شناسی هنر  معاصر خاورمیانه در زمان بقا خواهد داشت. با این رویکرد، انتخاب رسانه‌های ناپایدار، روایت‌های ناتمام، کیفیت‌های بصری پایین، سکوت‌ها و امتناع‌ها، استراتژی‌هایی آگاهانه یا ناگزیر برای زیستن، ثبت و ادامه‌دادن‌اند.

زمینه‌ی تاریخی–سیاسی تولید فرم

فرم‌های هنری در خاورمیانه را نمی‌توان جدا از شرایط تاریخی و سیاسی‌ که در آن‌ها تولید می‌شوند، درک کرد. برای توضیح این زمینه، می‌توان به مفهوم «نکروپولیتیک» آشیل ام‌بمبه رجوع کرد؛ مفهومی که در گفت‌وگویی انتقادی با نظریه‌ی «بایوپولیتیک» میشل فوکو شکل گرفته است. فوکو نشان داد که قدرت مدرن، زندگی را از طریق مدیریت جمعیت، بدن‌ها و فرایندهای زیستی اداره می‌کند اما ام‌بمبه استدلال می‌کند که این چارچوب برای توضیح بسیاری از فضاهای معاصر کافی نیست. به‌بیان او، در شرایطی مانند استعمار، جنگ، اشغال، محاصره و وضعیت‌های اضطراری دائمی، قدرت نه‌تنها زندگی را مدیریت می‌کند، بلکه مرگ، حذف و نابودی را به‌صورت ساختارمند سازمان می‌دهد. او بوسیله‌ی مفهوم «نکروپولیتیک» شکل‌هایی از قدرت را توضیح می‌دهد که حیات انسانی را در وضعیت تعلیق میان زندگی و مرگ نگه می‌دارند و بقا را جایگزین زیستن کامل می‌کنند.

مطالعات و پروژه‌های نظری در حوزه هنر، که با بهره‌گیری از نظریه‌ی نکروپولیتیک  صورت گرفته‌اند، نشان می‌دهند که در این فضاها (جنگ، اشغال، محاصره، اردوگاه، مرز، حاشیه‌های شهری)، هنر نمی‌تواند به زیباییِ کلاسیک و بازنمایی باشکوه متکی باشد. زیرا نابودی یا مرگ دیگر یک اتفاق یا شوک نیست، بلکه یک زمینه است و زندگی پروژه‌ای برای دوام آوردن است.

فرم‌های هنری در وضعیت بحران تدریجی

اگر نظریه‌ی نکروپولیتیک امکان فهم منطق قدرت و وضعیت مرگ‌محور زیست را فراهم می‌کند، برای تحلیل چگونگی تجربه‌ی روزمره‌ی این وضعیت و بازتاب آن در فرم‌های هنری، نظریه‌ی «بحران تدریجی» لورن برلانت ابزار مناسب‌تری است. برلانت، درباره‌ی تجربه‌ی زیستن در شرایط بحران ساختاری سخن می‌گوید. او با طرح مفهوم «بحران تدریجی» نشان می‌دهد که در بسیاری از جوامع معاصر، بحران نه به‌صورت انفجار یا فاجعه‌ای ناگهانی، بلکه به‌عنوان وضعیتی  دراز مدت، فرسایشی و روزمره تجربه می‌شود. در این شرایط، زمان به‌جای حرکت دراماتیک به سوی اوج یا گره‌گشایی، در حالت تعلیق و تکرار باقی می‌ماند و روایت‌ها اغلب ناتمام، لکنت‌دار یا معلق می‌شوند. این وضعیت در هنر نیز به ظهور فرم‌های شکننده، موقت و نیمه‌کاره، ماده‌های فرسوده یا ناپایدار و بدن‌هایی خسته و آسیب‌پذیر می‌انجامد که پاسخ‌های زیباشناختی به زیستن در وضعیت بی‌ثباتی مزمن و بحران مداوم است.

بسیاری از کشورهای خاورمیانه، در شرایط نکروپولیتیک به سر میبرند و بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به‌صورت رویدادهای استثنایی تجربه نمی‌شوند، بلکه به بخشی از ریتم زندگی روزمره بدل شده‌اند. در چنین شرایطی، هنر نه با هدف بازنمایی فاجعه، بلکه به‌عنوان ابزاری برای مواجهه با زیستن در وضعیت تعلیق عمل می‌کند. آنچه در آثار هنری دیده می‌شود، لزوماً بازنمایی مستقیم خشونت یا مرگ نیست،  اغلب بیان فرمی از تجربه‌ی بقا است.  

شادی قدیریان- هنر خاورمیانه

شادی قدیریان، بدون عنوان(مجموعه‌ی هفت‌سنگ)، عکس، گالری راه ابریشم،۱۴۰۲

زمان و تعلیق

یکی از بارزترین پیامدهای بحران تدریجی در سطح زیباشناختی، دگرگونی تجربه‌ی زمان است. تکرار و الگوهای مکرر در تصویر، کاهش نقاط کانونی در ترکیب‌بندی، فضاهای خالی و سکوت‌های بصری، خطوط ناقص و حرکت‌های نیمه‌تمام، همه نشانگر فقدان روایت نیستند، آن‌ها استراتژی‌های زیباشناختی در وضعیتی هستند که آینده دائماً به تعویق می‌افتد.

وفا بلال- هنر خاورمیانه

وفا بلال(عراق)، A Call ، پرفورمنس، گالری آران(تهران) و White Box ( نیویورک)، ۲۰۱۱

در ویدئوآرت‌ها و فیلم‌های هنری، وقایع اغلب در چرخه‌های بسته بازمی‌گردند، بدون آن‌که به پایانی قطعی منتهی شوند. پرفورمنس‌ها نیز با تکرار حرکات ساده، ایستادن‌های طولانی یا کنش‌های ناکام، تجربه‌ای از تعلیق تولید می‌کنند که جایگزین روایت دراماتیک می‌شود. در نقاشی، عکاسی نیز چرخه‌های مکرر از حرکت، عکس‌های خانوادگی و محو، حس انتظار و تعلیق ایجاد می‌کنند. این تصاویر خاطره‌ای و محو، روایت را ناقص و زمان ممتد می‌کنند و مخاطب را در تجربه‌ای از زمان معلق قرار می‌دهند.

بهنام کامرانی- هنر خاورمیانه

بهنام کامرانی، زن نشسته و پله‌ها، ترکیب مواد، گالری آرتیبیشن،۱۴۰۳

ماده و فرسایش

انتخاب ماده در بسیاری از آثار هنری این منطقه تابع منطق ماندگاری یا شکوه نیست، بلکه بر دوام حداقلی و امکان وجود، استوار است. استفاده از مواد ناپایدار، بافت و سطوح آسیب‌دیده، چیدمان‌های گذرا، حذف تقارن، برای خلق معناهای نمادین پیچیده به کار نمی‌روند، بلکه برای ثبت و بیان شرایط بقا به‌کار می‌روند. این آثار وجود دارند، اثر گذارند بدون آن‌که ادعایی برای ماندگاری داشته باشند.

محمد پیریایی- هنرخاورمیانه

محمد پیریایی، بدون عنوان، سرامیک، ۲۰۱۹

بدن، میدان تجربه

در هنرهای اجرایی و پرفورمنس، بدن‌ها در فرم کلاسیک نیستند و به صورت بدن‌های خسته، آسیب‌پذیر و در معرض فرسایش ظاهر می‌شود. سکوت‌های طولانی، حرکات تکراری بی‌نتیجه، یا حتی ناتوانی از اجرای کامل یک کنش، به عناصر سازنده‌ی اثر بدل می‌شوند. این ناتوانی نه فقدان کنش، بلکه شکلی از کنش منفی است که تجربه‌ی زیستن در شرایط محدودیت، خستگی و تعلیق را به سطح فرم منتقل می‌کند. برای مثال بدن در مجسمه‌های ناقص یا نیمه‌تمام قبل از آن که حامل پیام باشند و یا فاجعه‌ای را نمایش ‌دهند؛ میدان تجربه‌ هستند.


مهرداد محبعلی- هنر خاورمیانه

مهرداد محبعلی، در انتظار قضاوت، اکریلیک روی بوم،۱۳۹۱

هنر ؛ همزیستی با بحران

بر اساس این رویکرد، هنر معاصر در خاورمیانه کمتر در پی حل بحران یا ارائه‌ی افق رهایی‌بخش است و بیشتر به امکان همزیستی با بی‌ثباتی می‌اندیشد. پروژه‌های مشارکتی و اجتماعی، به‌ویژه، اغلب فاقد نتیجه‌ای مشخص یا محصولی نهایی‌اند و ارزش آن‌ها در تداوم حضور، تعامل و زمان‌سپری‌کردن معنا می‌یابد. هنر در چنین جغرافیایی، شیوه‌ای برای زیستن است؛ شیوه‌ای که بحران را به‌عنوان وضعیت جاری زندگی، تجربه‌پذیر می‌کند.

سارا شَما- هنر خاورمیانه

سارا شَما(سوریه)، بدون عنوان، Mark Hachem Gallery، بیروت، ۲۰۱۸

آثار هنری با این رویکرد و تجربه را می‌توان در کارهای بسیاری از هنرمندان خاورمیانه، از جمله احمد السوادانی (عراق)، آیمَن بعلبکی (لبنان)، سما الشيبی (فلسطین) و عمران قریشی (پاکستان) مشاهده کرد. همچنین هنرمندان ایرانی مانند سمیرا علیخانزاده، شیرین نشاط، فرهاد مشیری، محمد فاسونکی، فرهاد گاوزن، وحید چمانی و آزاده اخلاقی و بسیاری دیگر نیز آثاری خلق کرده‌اند که بی‌ثباتی، ابهام و زمان تعلیق‌شده را بازتاب می‌دهند. برای بازدید از مجموعه‌ای گسترده‌تر از آثار هنرمندان ایرانی و بررسی بیشتر این جریان می‌توانید به وب‌سایت آرتیبیشن مراجعه کنید.


منابع نظری

Harvie, J. (2018). The housing crisis, art, and performance. In A. Pais (Ed.), Performance in the public sphere (pp. 202–239). Centro de Estudos de Teatro/FLUL and Performativa

Holmes, B. (2015). Aesthetics of crisis. Springerin

Ren, J., Matter, C., Sancarlo, R., & Marano, V. (2023). Crisis and collectives shaping art events. Third Text, 37(5–6), 601–615

Anderson, B., Awal, A., Cockayne, D., Greenhough, B., Linz, J., Mazumdar, A., Nassar, A., Pettit, H., Roe, E. J., Ruez, D., Salas Landa, M., Secor, A., & Williams, A. (2023). Encountering Berlant part two: Cruel and other optimisms. The Geographical Journal, 189(1), 143–160

Lushetich, N. (Ed.). (2022). The aesthetics of necropolitics. Bloomsbury Academic

Beasley, M. M. (2021). Performance, art, and politics in the African diaspora: Necropolitics and the Black body. Routledge