شهرزاد رویائیهنر همواره در بزنگاههای تاریخی به عرصهای برای بیان اعتراض، مقاومت و بازاندیشی اجتماعی تبدیل شده است. هنرمندان در شرایط جنگ، سرکوب سیاسی، استعمار یا نابرابریهای ساختاری، تنها به خلق اثری زیباشناختی بسنده نمیکنند و از رسانهی خود برای نقد قدرت و بازنمایی حقیقت بهره میگیرند. هنگامی که واکنشها در قالب همکاریهای بینرشتهای یعنی در پیوند میان ادبیات، تئاتر، موسیقی، گرافیک و سینما شکل میگیر، پیام اعتراضی نیز چندلایه با مخاطبان گسترده و درنتیجه اثرگذارتر میشود. در این همافزایی، بسترهای مختلف خلق اثر هنری از جمله صدا، تصویر و اجرا، یکدیگر را تقویت میکنند و هنر به بیانیهای فرهنگی-سیاسی و چند سویه با مخاطبانی فراگیرتر از هر حوزهی هنری بدل میشود. در این نوشتار به معرفی سه اثر اعتراضی بین رشتهای در هنر معاصر میپردازیم.